از صبح روز 25 مردادماه سال جاري كه كنگره يازدهم سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، مجتمع اميرالمومنين(ع) تهران را به محل برپايي يكي از كم سابقه ترين و باشكوه ترين اجتماع شخصيت هاي روحاني- دانشگاهي، سياسي- فرهنگي و نمايندگان بيش از 20 حزب و تشكل اصلاح طلب كشور در چند سال اخير تبديل كرد، كاملاً قابل پيش بيني بود كه محافل و باندهاي ضد اصلاحات، اقدامات ايزايي و تخريبي خود را براي كمرنگ كردن موفقيت ها و نتايج اين گردهمايي پرمعنا و اميدبخش براي اصلاح طلبان آغاز كنند. اما ابعاد موفقيت آميز اين كنگره به حدي بود كه سرگرداني حاصل از آن براي اقتدارگرايان، تا چهار روز پس از برگزاري، تقريباً تمامي رسانه هاي تحت نفوذ باند مافياي قدرت را به سكوتي مطلق وادار كرد.
سرانجام به بهانه عدم شركت اعضاي حزب موتلفه اسلامي در كنگره سازمان، صبح روز سه شنبه 30 مردادماه، خبرگزاري فارس، عمليات تبليغي- تخريبي را با انعكاس مصاحبه اي از اسدالله بادامچيان استارت زد. بادامچيان در اين مصاحبه ضمن به زبان راندن ادعاي كذب عدم شركت بسياري از گروه هاي اصلاح طلب در كنگره سازمان؟!! با يادآوري نامه 5 سال قبل جامعه مدرسين حوزه علميه قم، علت عدم شركت اعضاي موتلفه در اين كنگره را نامشروع بودن سازمان معرفي كرد. وي در عين حال اشاره اي به تماس تلفني صورت گرفته با دبيركل موئتلفه كه توسط يكي از اعضاي شاخص سازمان و چند روز قبل از برگزاري كنگره انجام شده بود نكرد. بادامچیان همچنين از استقبال دبيركل مذكور از دعوت تلفنی به عمل آمده و تقاضاي مشاراليه مبني بر ارسال دعوت نامه براي چندتن ديگر از اعضاي موتلفه، از جمله شخص آقاي بادامچيان، سخنی نگفت. هرچند 24 ساعت پس از اين مصاحبه، نبي حبيبي، دبيركل تشكل مذكور طي مصاحبه اي با اعلام اينكه تشكل متبوعش به شكل مكتوب، توجه سازمان را به تذكرات جامعه مدرسين جلب نموده است، صريحاً اعلام كرد، " هرگونه تحليل و تفسير ديگري غير از اين مطلب كه از طرف اعضاي حزب بيان شده يا ميشود بعنوان نظر شخصي بوده و موضع رسمي حزب مؤتلفه اسلامي نيست."
در همين حال خبرگزاري مذكور با تمام توان درپي انجام مصاحبه با سخنگوي سازمان بود تا لابد با عصبي كردن وي و گرفتن پاسخ هايي تند، احياناً بخشي ديگر از اين پروژه تبليغاتي را دنبال كند. بخشي كه هدف آن مي تواند " ايجاد شكاف ميان احزاب اصلاح طلب و اصولگريي كه در داشتن انتقادات جدي نسبت به عملكرد دولت، همزبان هستند" باشد.
صبح روز بعد، فارس مصاحبه اي را با شخصي به نام محمودرضا جمشيدي منعكس كرد. اين شخص كه خبرگزاري مذكور وي را با عنوان عضو هيأت رييسه جامعه مدرسين معرفي مي كرد در مصاحبه خود اعلام داشت كه نظر جامعه مدرسين درباره سازمان همچنان تغيير نكرده است. با اين بهانه، فارس متن نامه مربوط به 5 سال قبل را نيز مجدداً منتشر كرد.
در جديدترين پرده از اين نمايش رسواي تبليغاتي، صبح پنجشنبه روزنامه كيهان نيز به ميدان آمد و به شيوه مألوف خود در جعل خبر، مدعي شد كه دو تن از اعضاي اصلي و قديمي سازمان كه هيچ اشاره اي نيز به نام آنان نكرد، در اعتراض به دعوت از ملي مذهبي ها در افتتاحيه كنگره، از شركت در كنگره سرباز زده اند. كيهان همچنين ادعا كرد، برخي ديگر از اعضاي قديمي سازمان با اعلام انحراف اين سازمان از اهداف اوليه؟!! خواستار تشكيل جلسه اي براي ارزيابي ميزان انطباق عملكرد سازمان با اساسنامه و اهداف اوليه سازمان شده اند.
در اين پروژه، البته هنوز رسانه ملي نقش آفريني ننموده است. بنابراين مي توان پرده هاي بعدي را عرصه حضور برنامه هايي چون بخش هاي خبري ساعت 20 شبكه خبر و 20:30 شبكه دوم سيما دانست و در انتظار آن بسر برد.
در ارتباط با نامه سال 81 جامعه مدرسين كه به بهانه سخنراني برادر مجاهد و جانباز، دكتر سيدهاشم آقاجري صادر شده بود، از زبان سخنگوي محترم سازمان بايد اشاره كرد كه، " این نامه، نکته مبهمی ندارد و همان زمان ما گفتنیها را گفتیم. این تشکل به مانند بسیاری از تشکلهای دیگر، یک تشکل سیاسی-مذهبی است و نه مرجع دینی و یا قانونی؛ لذا نظرات آن هم صرفا در حد یک تشکل سیاسی- مذهبی قابل طرح است.
متاسفانه جمع محدودی در این تشکل با هماهنگی با عناصری خارج از جامعه مدرسین و با سوءاستفاده از اشتغالات علمی اعضا سعی دارند از آن در جهت مطامع باندهای سیاسی سوءاستفاده کنند. صدور نامه سال 81 نیز در همین چهارچوب قابل طرح است؛ وگر نه تا مراجع عظام و علمای اعلام حضور دارند جایی برای جامعه مدرسین باقی نمیماند تا در مورد مشروعیت و عدم مشروعیت اظهار نظر کند. ضمن اینکه باید بگویم متاسفانه اعلامیه سال 81، اقبال عمومی به سازمان را افزایش داده و سبب بیاعتباری جامعه مدرسین شد، تصور میکنم طرح مجدد آن نامه پس از 5 سال به سود جامعه مدرسین نیست. "
اما در خصوص ادعاهاي عجيب روزنامه كيهان، به خوبي به خاطر دارم كه ادعاهايي از اين دست، براي نخستين مرتبه دو سال قبل و همزمان با برپايي كنگره هشتم سازمان، توسط اين روزنامه منتشر شد. آن زمان كيهان كه متعلق به بيت المال و عموم جامعه است و مع الاسف به مثابه سخنگوي افراطي ترين لايه هاي يك جناح سياسي خاص عمل مي نمايد، مدعي شد كه در اعتراض به عملكرد سازمان در جريان انتخابات رياست جمهوري نهم، شماري از اعضا انشعاب كرده اند و عنقريب، خود را به شكل رسمي معرفي خواهند كرد و پرده از انحرافات موجود برخواهند داشت. البته پس از گذشت چند روز و با فروكش كردن تب انتخابات، كيهان نيز فيتيله اين دروغ پردازي و ادعاي بدون پشتوانه خود را پايين كشيد. اما طي اين مدت، كيهان هرازچندگاهي بدون هيچگونه احساس شرم و حيايي نسبت به اين دروغ گويي هاي واضح و آشكار و با فراموشكار انگاشتن افكار عمومي، خط القاي اختلاف در سازمان را پي گرفته است كه گمان مي كنم آخرين آن مربوط به صدور بيانيه تاريخي و شجاعانه سازمان درخصوص مسائل هسته اي كشور و درخواست از مسئولان نظام براي دفاع از تماميت كشور و نظام و پذيرش قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل بود كه دست اندرکاران آن روزنامه را بر آن داشت تا با حمله به سازمان، مجدداً از وجود اعضايي موهوم كه در پي ايجاد انشعاب در سازمان هستند خبر دهند و با تعيين تكليف براي سازمان، سرنوشت آن را محكوم به " انشعاب " يا " انحلال " بدانند.
با توجه به كارنامه و عملكرد روزنامه كيهان كه مشحون از ايراد تهمت، افترا و دروغ و بازي با آبروي افراد است و به نظر مي رسد يكي از واژه هاي مفقود و بي معنا در قاموس سياست ورزي كيهانيان ، " اخلاق " باشد، توقع رعايت عدالت، انصاف، بي طرفي و حرمتداري از اموال بيت المال از جانب كيهان بسي ساده انديشي است، اما با توجه به دسترسي كيهان نشينان به اسناد و اطلاعات حاصل از شنودها و پرونده هاي محرمانه مربوط به " هويت " افراد و جريانات كه مصاديق آن در لابلاي سطور آن روزنامه به خوبي هويداست ، به عنوان يكي از اعضاي شوراي مركزي سازمان، از آقاي شريعتمداري مي خواهم با معرفي اعضاي ناراضي و انشعابي سازمان كه در تمامي بزنگاه هاي سياسي و هنگامه اتخاذ مواضع و انجام اقدامات استراتژيك از جانب آن، به يكباره سر و كله آن ها از روزنامه كيهان پيدا مي شود، كمكي به افزايش شناخت سازمان نسبت به اعضاي موهوم و ناديده خود كه به قول كيهان، اصلي و قديمي هم هستند، كرده باشد، شايد اين اقدام، بتواند كفاره قسمتي از بي تقوايي هاي سياسي گذشته باشد.
