
دیروز فرصتی دست داد تا به اتفاق خانواده، فیلم اخراجی ها، اولین کار بلند سینمایی مسعود دهنمکی را ببینم. فیلم، از زمان نمایش در جشنواره فجر سال قبل، به جهات مختلف، سروصدای زیادی به پا کرده بود؛ شایعه یک میلیارد تومان هزینه ساخت آن و تامین این هزینه توسط نهادهای دولتی، شخصیت و پیشینه کارگردان به عنوان یکی از رهبران شناخته شده انصارحزب الله در دهه 70، حضور همزمان کثیری از عوامل حرفه ای سینمای ایران در این فیلم که پیش از این کمتر پیش آمده است، استقبال تماشاگران از فیلم در جشنواره فجر و همچنین در مدت کوتاه اکران عمومی که رکوردهای فروش سینمای ایران را شکست و عکس العمل های تند دهنمکی نسبت به عدم توجه داوران بخش مسابقه جشنواره فجر به فیلم در جریان انتخاب برترین های جشنواره، از جمله عوامل ایجاد این حساسیت ها و سروصداها بودند.
اخراجی ها را از جهات گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد که در ادامه به شماری از آن اشاره می کنم:
فیلم، داستان گروهی لمپن و لات است که با هدف کسب وجهه اجتماعی و تحصیل رضایت پیرمردی گیوه فروش و عارف مسلک برای موافقت با ازدواج دخترش با مجید سوزوکی (گنده لات محله)، در روزهای آخر جنگ تصمیم می گیرند تا به جبهه بروند. بخش عمده ای از فیلم به مقدمات حضور آنان در جبهه تا کشته شدن گنده لات محله در آخر کار مربوط می شود و قرار است طی آن، ما با تقابل دو گروه از مسئولان و دست اندرکاران جنگ که در خصوص نفس حضور این گروه در جبهه و امکان تحول و اصلاح آنان نظرات متفاوتی دارند آشنا شویم و نهایتاً با تحول تدریجی شخصیت اصلی فیلم، رأی به صحت نظر گروهی بدهیم که از ابتدا معتقد بودند که حضور گروهی لات در جبهه ها می تواند باعث ایجاد تحول در آنان شود.
همانگونه که ملاحظه می شود داستان فیلم، مضمونی تکراری در سینمای ایران را روایت می کند که پیشتر به کرات و از ابعاد گوناگون، مورد توجه فیلم سازان مختلفی قرار گرفته است. از فیلم "برزخی ها"ی ایرج قادری گرفته که در سال 59 ، قبل از آغاز جنگ تحمیلی ساخته شد و ماجرای گروهی دزد را روایت می کرد که با پیروزی انقلاب از زندان می گریزند و پس از سرقت پول های امامزاده روستا، از قضا فرار آنان از مرز، با حمله نظامی یک کشور خارجی به ایران مصادف شده و این امر موجب ورود ناخواسته این گروه به جنگ و ایجاد تحول در آنان و در نهایت کشته شدن تعدادی از ایشان می شود، تا فیلم زیبا و تأثیرگزار" لیلی با من است"، ساخته سال 74 کمال تبریزی که برای نخستین بار با بیانی طنز، ماجرای تحول فردی را که ناخواسته در جریان جنگ قرار گرفته است، روایت می کند و با قرار دادن این تحول در کنار مکشوف ساختن مافی الضمیر شخصی مدعی اما متظاهر و فرصت طلب، اثری جاودان در سینمای دفاع مقدس خلق کرده است.
در این میان به نظر نگارنده امتیاز اصلی فیلم در این زمینه، به نمایش گذاشتن چهره ای نسبتاً واقع گرایانه از مجموعه افراد حاضر در جبهه با تمامی تفاوت های انگیزه ای و شخصیتی است که شاید بتوان مدعی شد هر چند پیش از این، خصوصاً در فیلم لیلی با من است، گام های خوبی در این جهت برداشته شده بود، اما تا پیش از اخراجی ها کمتر فیلمی در حوزه دفاع مقدس توانسته بود این موضوع را با این ابعاد به نمایش بگذارد و دهنمکی در اخراجی ها با کنار گذاردن خودسانسوری و یا دیگرسانسوری حاکم بر سینمای دفاع مقدس، در زمینه به نمایش گذاردن آدم های گوناگون و متفاوت حاضر در جنگ( البته با چهره هایی نسبتاً واقعی و تا حدودی غلو شده) ، نقطه مثبتی را بر جبین فیلم خود رقم زند. در این ارتباط موضوع زمانی قابل تأمل تر می شود که به پیشینه کارگردان فیلم نیز توجه شود. دهنمکی شخصی است که در دوران دفاع مقدس، مدتی طولانی را در جبهه ها به سر برده و پس از پایان جنگ، خصوصاً از اوایل دهه 70، از موضع رزمنده دیروز، از رهبران گروهی بود که خود را مدعی انحصاری دفاع از انقلاب و ارزش های دفاع مقدس می دانستند و در این مسیر نه تنها افراد لات و لاابالی، که بسیاری از انقلابیون و همسنگران دیروز خود در جبهه ها را نیز تحمل ننموده و به جرم منحرف شدنشان از مسیر انقلاب، مورد انتقاد و بعضاً برخوردهای تند فیزیکی قرار می دادند. ماجرای حمله انصارحزب الله به سینما قدس تهران در سال 75 ، به جرم نمایش فیلم " تحفه هند" با بازی اکبرعبدی که از دید آن گروه، فیلمی مروج ابتذال به حساب می آمد در اذهان اهل سیاست و هنر هنوز باقی مانده است و اکنون 10 سال پس از آن تاریخ، سیر تحول مسعود دهنمکی پس از یک دوره پرداختن به کار روزنامه نگاری ( هرچند با رویکردی تقریباً مشابه با فعالیت های سیاسی گذشته اش) او را در مقام کارگردانی فیلمی با شرکت اکبرعبدی و سایر هنرمندان حرفه ای سینمای کشور قرار داده است که جوهره اصلی مضمون آن، دفاع از امکان تحول انسان ها و لزوم ایجاد فرصت برای آنان است.
دیگر موضوع درخور توجه در خصوص فیلم اخراجی ها استقبال گسترده و کم سابقه ای است که از این فیلم به عمل آمده است. پیش از این در عرصه سینمای جنگی، فیلم های" افق" اثر شادروان رسول ملاقلی پور و " از کرخه تا راین" و " آژانس شیشه ای"، ساخته های بیادماندنی ابراهیم حاتمی کیا توانسته بودند در زمان اکران عمومی خود مخاطبان وسیعی را جذب نمایند، ولی به یقین موفقیت اخراجی ها در جذب مخاطب، بسیار فراتر از آن آثار است. در این ارتباط باید خاطر نشان ساخت که به هرحال استقبال گسترده عمومی از یک اثر هنری، فی نفسه نقطه مثبتی برای آن به شمار می آید و لذا از این حیث باید اخراجی ها را فیلم موفقی به حساب آورد. اما خوب است کارگردان محترم این فیلم که این روزها در مواجهه با منتقدین اخراجی ها، عموماً با استناد به این موضوع به دفاع از اثر خود می پردازد و یک سره تمامی انتقادها را مردود می شمارد، توجهی نیز به عوامل شکل گیری این استقبال بنماید. قطعاً بهره بردن از محبوب ترین و حرفه ای ترین عوامل حال حاضر سینمای کشور که به مدد سرمایه هنگفت فیلم فراهم شده است، یکی از مهمترین عوامل این امر است. هر چند فیلمساز نتوانسته است از تمامی ظرفیت های حرفه ای عوامل مذکور استفاده نماید و اخراجی ها در کارنامه بازیگران و سایر عوامل فنی و هنری فیلم، از رتبه بالایی برخوردار نمی شود. همچنین مجاز بودن فیلمساز در استفاده از شوخی های تصویری و کلامی که برای سایر همکاران وی قطعاً غیر مجاز است، توانسته است مخاطب عام را که شوخی های موجود در فیلم را طی سال های اخیر از رسانه های رسمی کشور ندیده و نشنیده است، به خود جذب کند.
در خصوص استقبال عمومی از اخراجی ها نکته حائز اهمیت دیگر آن است که به گواهی نوع ابراز احساسات تماشاگران در فراز های مختلف فیلم، اجزایی و قسمت هایی از آن مورد توجه تماشاگران عام و به تبع آن عامل اصلی اقبال این دسته از مخاطبان از فیلم واقع می شود که عمدتاً به لمپن های فیلم و آن هم به گذشته آنان قبل از ایجاد تحولشان مربوط می شود، عمده ابراز احساسات تماشاگران عام فیلم، مربوط به لات بازی ها، هجوگویی ها و تمسخر ارزش های مورد قبول کارگردان است که شکل می گیرد لذا از آنجا که دهنمکی فردی ایدئولوژیک است که علی القاعده با ساخت این فیلم ضمن به رسمیت شناختن و ممدوح دانستن ایجاد فرصت برای انسان های گمراه، در پی ترویج دیدگاه های انقلابی و ارزشگرایانه خود بوده است، آنقدر که لمپن بازی های شخصیت های فیلم خود را جذاب و تماشاگرپسند نشان داده است، در ایجاد سمپاتی نسبت به ارزش ها و آرمان های دفاع مقدس و اثر آن در ایجاد تحول مثبت در انسان ها موفق عمل نکرده است. برای نمونه توجه خوانندگان محترم را جلب می کنم به میزان تأثیرگذاری صحنه انتهایی فیلم که شخصیت اصلی پس از متحول شدن و انجام اقداماتی قهرمانانه کشته می شود و مقایسه آن با تأثیرگذاری سکانس انتهایی فیلم لیلی با من است که در آن، پرویز پرستویی بدنبال یک سری اتفاقات ناخواسته تا خط اول جبهه آمده و در آنجا گیر افتاده است و نهایتاً با مشاهده ایثارگری رزمنده حاضر در صحنه، منقلب شده و متحول می شود. در فیلم دهنمکی حتی تماشاگر نمادی قوی و گویا از تحول ایجاد شده در قهرمان داستان را نمی یابد، صحنه قمه کشی آقای سوزوکی در جبهه و حمله وی به سمت تانک های عراقی ها که ناجوانمردانه رزمندگان را در تونلی گیر انداخته اند و از روی بدن های آنان رد می شوند، همچنین دیالوگ هایی که توسط وی در این صحنه ها تا زمان مرگش بیان می شود ، شباهت زیادی دارد با صحنه و دیالوگ های ابتدای فیلم، آنجا که همین شخص با زنجیر به جان جوانهایی که برای نوامیس مردم مزاحمت ایجاد می کنند می افتد و در همان زمان برای فریب دادن پدر همسر آینده خود، مدت زندانی بودن خود را رفتن به سفر مکه جلوه می دهد. به کدام دلیل تماشاگر باید باور کند که آن عمل قهرمانانه در میدان جنگ، ناشی از احساسات و غیرت ورزی موردی و زودگذر نبوده و حکایت از تحولی عمیق در وجود قهرمان فیلم است؟
در خصوص کارگردانی و فیلمنامه فیلم نیز، هرچند شایعات زیادی مبنی بر داشتن نقش اصلی و اعمال دخالت موثر در آن توسط برخی عوامل حرفه سینمای ایران به گوش می رسد، باید خاطر نشان ساخت که فیلم در این زمینه ها نیز از ضعف های عمده ای رنج می برد که در جای خود قابل بازگو کردن است. حتی در زمینه جلوه های ویژه و ساخت صحنه های جنگی فیلم نیز با وجود استفاده از تمامی عوامل انسانی و امکانات فنی موجود در سینمای ایران، همچون بهره مندی از صدای دالبی، شاهد خلق صحنه هایی حتی قابل مقایسه با فیلم های خوب جنگی یک دهه قبل که با امکانات فنی بسیار پایین تری تولید شده است نیستیم. در این ارتباط توجه خوانندگان محترم را به مقایسه صحنه های نبرد رزمندگان با تانک های دشمن در داخل تونل در فیلم اخراجی ها و مقایسه آن با صحنه های مشابه در فیلم هیوا که ساخت آن مربوط به تقریباً 10 سال قبل می شود، جلب می نماید. یا صحنه های عمومی جنگی فیلم در مقایسه با صحنه های جنگی مثلاً فیلم دیده بان، اولین کار حاتمی کیا که قریب 20 سال قبل ساخته شده است، به هیچ وجه قابل مقایسه به نظر نمی رسد.
سخن به درازا کشیده شد و من قصد پرداختن به تمامی اجزاء قابل بررسی اخراجی ها را ندارم، در خاتمه باید خاطر نشان نمایم که به دهنمکی به عنوان رزمنده سال های دفاع مقدس در دهه 60، فعال سیاسی وعرصه مطبوعات در دعه 70 ( هرچند با تفکراتی که قبول ندارم و نمی پسندم) و فیلمساز دلسوخته دهه 80 احترام می گذارم و از اینکه وی برای بیان دیدگاه های خود رسانه را و در این اواخر به قول پاکدل ( مجری مراسم اعطای جوایز جشنواره فجر) رسانه پرمخاطب و تأثیرگذار سینما را انتخاب کرده است، بسیار خوشحالم و به عنوان یک برادر به وی تبریک می گویم، همچنین برخی از صحنه های اخراجی ها را هم دوست دارم و آن ها را صحنه های تأثیر گزاری می دانم، منتهی برادارنه و دوستانه به وی توصیه می کنم که بر خود مسلط باشد و اشتباهات رفتاری و نظری خود در دهه 70 را اینبار در عرصه فیلمسازی تکرار نکند، چرا فکر می کند کسی حق ندارد به فیلم وی انتقاد کند؟ و یا آن را مستحق بردن جایزه نداند؟
آقای دهنمکی! انصافت را به داوری می طلبم؛ آیا اخراجی ها لایق دریافت جوایز بیشتری از جشنواره فجر سال قبل بود؟
و سرانجام٬ برادر مسعود! خوشحالم که با بخشی از اخراجی های دیروزت احساس همدردی کرده و از حق حیات و حتی امکان تحول پذیر بودنشان دفاع می کنی، پس عقل حکم می کند که امروز کمتر دست به اخراج بزنی تا فردا روز ناگزیر به ساخت اخراجی های 2 نشوی.