تبليغاتX
نو نوشته

نو نوشته

دیدگاه ها و خاطرات علی باقری

 

در دهه فجر امسال سیمای جمهوری اسلامی ایران در بزرگداشت این ایام مبارک و خاطره انگیز، پا را از حدود متعارف گذشتۀ خود فراتر نهاده و دست به اقداماتی زد که در نوع خود بی نظیر بود.

   نمایش تصاویری آرشیوی از اظهارات و مصاحبه های سران رژیم گذشته و شخص شاه سابق، صحنه هایی جذاب و کمتر نمایش داده شده از تظاهرات ایام انقلاب و مقابله نیروهای نظامی با مردم، ارائه تصاویری از رهبر کبیر انقلاب در پاریس و تهران در حالی که در اطراف ایشان تعدادی از شخصیت ها و چهره هایی مشاهده می شدند که به واسطه دیدگاه های سیاسی خود در سالهای اخیر دگراندیش و غیرخودی به حساب آمده  و ممنوع التصویر بودند، پخش گوشه هایی از محاکمه خسرو گلسرخی، مبارز شهیر و مارکسیستی که قبل از پیروزی انقلاب اعدام شد، نشان دادن صحنه هایی از حضور یاسر عرفات در نخستین روزهای پیروزی انقلاب در تهران و حضور وی به همراه دکتریزدی در مراسم افتتاح سفارت فلسطین در محل سفارت سابق اسرائیل، تهیه و پخش مصاحبه ای جالب با آقای هاشمی رفسنجانی که طی آن ایشان با لحن و محتوایی کاملاً متفاوت با الگوها و کلیشه های مرسوم، به واگویی گوشه هایی از خاطرات خود از ادوار مختلف انقلاب پرداخت و ده ها نمونه دیگر، جلوه هایی از این اقدام بود.

   به اعتقاد من، این اقدام هرچند به صورتی پراکنده و فاقد هدف گذاری محتوایی خاصی صورت گرفت، اما از آنجا که گامی بود در جهت زدودن تقدس های کاذب از گرداگرد پدیده اجتماعی بزرگی مانند انقلاب اسلامی و از این رو که می توان آن را آغازی بر رفع برخی تحریف ها و کتمان حقایقی به حساب آورد که انجام آن به رویه جاری دستگاه تبلیغات رسمی نظام در سال های اخیر تبدیل شده بود، اقدامی مبارک و درخور تحسین است که امیدوارم با همراهی و مشارکت تمامی کسانی که وجود آنان و دیدگاه ها و اقداماتشان در مسیر انقلاب، به یقین بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی به حساب می آید که سانسور و عدم انعکاس آن، هیچگاه موجب محو شدن این حقایق و وقایع نخواهد شد، این راه آغاز شده با استحکام و سرعت بیشتری طی شود.

   مطمئن باشیم که جهت گیرهایی از این دست، به مراتب بیش از سیاست های تبلیغی دو و نیم دهه گذشته٬ ما را در پاسداشت اهداف واقعی انقلاب عظیم ملت و انتقال مفاهیم اساسی آن به نسل های بعدی کشور موفق خواهد کرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 12:22  توسط علی باقری  | 

 

پریروز( یکشنبه 15/11/85) قرار بود جلسه ای در محل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران برگزار شود؛ با حضور گروهی از کسانی که بدون داشتن ارتباط تشکیلاتی، در جریان انتخابات گذشته از طرق سازمان در امور تبلیغاتی و نظارتی انتخابات گذشته حضور پیدا کرده بودند.

   برای برگزاری این جلسه از ابتدا تردیدهای زیادی وجود داشت؛ اینکه آیا امکان دعوت از کسانی که نشانی ارتباطی زیادی از آنان وجود ندارد امکان پذیر است؟ به فرض انجام دعوت، دعوت شدگان با توجه به عدم ارتباط و تعهد تشکیلاتی به سازمان و زمان نامناسب وسط هفته، این دعوت را اجابت می کنند یا نه؟ آیا اساساً با توجه به خاتمه انتخابات و حداقل یک سال فاصله با انتخابات بعدی آیا ضرورتی برای این کار وجود دارد یا خیر؟ آیا می توان برای ادامه این برنامه ها، برنامه ریزی مناسبی داشت و اگر اینگونه نیست، آیا بهتر نیست از ابتدا توقع و انتظاری ایجاد نکرد؟ آیا در مکان سازمان امکان برگزاری جلسه ای آبرومندانه با حضور حدود 200 نفر وجود دارد یا نه؟ و .....

   به هر حال از حدود یک هفته قبل از برگزاری برنامه، دعوت از حدود 300 نفر براساس شماره تلفن هایی که بعضاً دقیق و صحیح نیز نبود و همچنین تهیه تقدیرنامه برای دعوت شدگان آغاز شد. همزمان کار آماده سازی طبقه همکف ساختمان سازمان که کاربری پارکینگ دارد نیز شروع شد. به هر حال عصر روز یکشنبه مکان جلسه با تعبیه 160 صندلی و با امکانات قابل قبول روشنایی و صوتی، آماده  پذیرایی از میهمانان بود. زمانی که رأس ساعت 5 بعد از ظهر، جلسه با پخش سرود جمهوری اسلامی و تلاوت قرآن آغاز شد، تقریباً جای خالی در سالن وجود نداشت. پس از صحبت های کوتاه مقدماتی من، محمدعلی نجفی، منتخب اصلاح طلب مردم در شورای شهر تهران سخنان دقیق و متینی را ارائه کرد، هر چند ممکن است این سخنان تمامی حضار، خصوصاً کسانی را که منتظر شنیدن پاسخی قاطع در خصوص برنامه اصلاح طلبان در مواجهه با ابهامات مربوط به سوء استفاده های مالی از شهرداری در زمان شهردار فعلی و سابق، خصوصاً سوءاستفاده های مالی  زمان انتخابات بودند را به طور کامل راضی نکرده باشد، این را می شد از خلال سوالات کتبی ارائه شده فهمید. پس از آن بهزاد نبوی مانند همیشه، دقیق، شجاعانه و متقاعدکننده به تحلیل انتخابات، دست آوردهای آن و راه پیش روی آینده پرداخت. در خاتمه نیز دو سخنران جلسه به سوالات حضار پاسخ دادند و جلسه رأس ساعت 7 پایان یافت، در حالی که بیش از 160 نفر شرکت کننده آن با برگزارکنندگان متفق القول بودند که در شرایط سخت و مضیق کنونی راهی جز تقویت ارتباطات و کار منسجم تشکیلاتی- سیاسی وجود ندارد. همچنین تقدیرنامه های تهیه شده توزیع شد و کسانی که از جمع حاضر٬ مشترک نشریه داخلی سازمان، عصرنو، نبودند، فرم اشتراک پر کردند. براین اساس برگزارکنندگان نیز نشانی های ارتباطی خود از حضار را کامل کردند تا همه امیدوار باشند که این بار شاید دیگر پس از برگزاری انتخابات، کار رها نشود، نیروهای جذب شده رها نشوند، ارتباط گیری ها رها نشود، ارتباطی دوسویه و حداقلی که مشکل و مانعی را برای طرفین بوجود نیاورد٬ طراحی شده و بوجود بیاید و الفبای کار تشکیلاتی و حزبی از سوی تشکلهای ما به مرحله اجرا درآید.   

   جلسه که در حال برگزاری بود باران تندی می بارید و در خاتمه کار، زمانی که حضار جلسه را ترک می کردند، باران بند آمده بود، هوا عجب طراوتی داشت در آن لحظات.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 23:10  توسط علی باقری  | 

 

در زندگی توده مردم ما- که زندگیش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت ها است و آرزوهای مرده و امیدهای به باد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فروخورده، و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه، و نه، و نه! عاشورا زانوی مهربان سرنهادن و دامن محرم گریستن نیز هست و در این فاجعۀ هولناک بشری، هر کسی فاجعۀ خویش را نیز می نالد و دل هایی که، در این روزگار، نه حق انتخاب، که حق احساس، و چشم هایی که نه نگاه، که حق اشک، و حلقوم هایی که نه فریاد، که حق ناله نیز ندارند، از عاشورا است که حق های از دست رفته خویش را، هر ساله، می ستانند و نیز، غرورهای مجروحی که به نالیدن محتاج اند، اما شرم دارند، و تحمل لبخند بر لب هایی که در پس آن، ضجه ها پنهان است، و تحمل آرامش بر چهره هایی که طغیان ها را در خویش کتمان می کنند، آنان را " شهیدی ساخته است که بر روی زمین گام برمی دارد" و به هرجا که می گریزد کربلا است، و هر ماهی که بر او می رسد محرم، و هر روزی که بر او می گذرد عاشورا ....

                                    زنده یاد دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 17:51  توسط علی باقری  | 

 

   ماهنامه آیین به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی محمدرضا خاتمی و سردبیری هادی خانیکی در حال حاضر تنها سهم جبهه مشارکت از عرصه اطلاع رسانی مکتوب کشور است. هر چند این نشریه با روش " پژوهشی، اجتماعی و سیاسی"  در حوزه فکر و اندیشه انتشار می یابد، اما به سبب انتصاب غیرمستقیم آن به جبهه مشارکت، دارای اهمیتی فراتر از نشریه ای در حوزه یادشده است.

 

   اوایل آبان ماه سال جاری بود که دست اندرکاران محترم آیین ، برای شماره جدید آن نشریه وزین که قرار بود ویژه شوراها باشد و قبل از برگزاری سومین دوره انتخابات شوراها انتشاریابد، وعده مصاحبه ای را با من گذاشتند. علی رغم آمادگی من، تقریباً 20 روز طول کشید تا قرار مصاحبه به انجام رسید و در روز 24 آبان ( دقیقاً یک ماه قبل از برگزاری انتخابات) این مصاحبه در محل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران انجام شد که تقریباً 2 ساعت به طول انجامید و درخصوص تمامی مسائل مربوط به شوراها؛ از تاریخچه این نهاد گرفته تا مسایل گوناگون ادوار مختلف انتخابات آن، گمانه زنی نسبت به آرایش جناح ها و گروه های سیاسی در انتخابات شوراهای سوم، نارسایی های قانونی مربوط به اختیارات شوراها و انتخابات آن، رویکرد لایحه تقدیمی دولت در اصلاح قانون شوراها و ... مفصلاً بحث شد و فکر می کنم طی آن به نکات قابل توجه و کمتر مورد اشاره قرارگرفته ای پرداخته شد. در پایان، مصاحبه گر محترمه، با اشاره به اصرارش بر حفظ اصول حرفه ای کار خبرنگاری و با توجه به ضیق وقت، اجازه خواست تا به شرط دقت در تنظیم مصاحبه ، بدون رویت متن نهایی آن توسط من، اجازه چاپ مطلب را داشته باشد، که موافقت کردم.

   به هر حال انتخابات شوراها در 24 آذرماه برگزار شد و یک ماه نیز از آن گذشت، اما از انتشار آیین خبری نشد. در این بین تنها از مدیر محترم اجرایی آن شنیدم چون امکان انتشار قبل از انتخابات فراهم نشده است، قسمت هایی از مصاحبه را که مربوط به انتخابات می شده، حذف کرده اند و بنا دارند بقیه را منتشر کنند. سرانجام اوایل بهمن ماه پنجمین شماره آیین منتشر شد و به همراه آن مصاحبه تکه پاره شده من نیز که در تنظیم آن اغلاط فاحش محتوایی و شکلی وجود داشته و از واژه ها و تعابیری که به گوینده تعلق ندارد استفاده شده بود، به چاپ رسید. جالب آنکه در لید نگاشته شده بر مصاحبه نه تنها اشاره ای به شرح رفته بر آن مصاحبه وجود ندارد بلکه گفتگوی انجام شده؛ شکل گرفته در فضای پس از برگزاری سومین دوره انتخابات شوراها معرفی شده است!! و به این نکته نیز توجه نشده است که در متن سوال ها و جواب ها قراینی وجود دارد که زمان انجام مصاحبه را هویدا می کند. از جمله آنکه در سوال دوم موجود در مصاحبه و جواب آن، مصاحبه گر و پاسخ دهنده، اشاره می کنند که لایحه اصلاح قانون شوارها هنوز در دستور کار نمایندگان قرار نگرفته است، حال آنکه از آغاز زمان رسیدگی به این لایحه بیش از دو ماه می گذرد.

   در این میان من مانده ام و دلخوری و عدم رضایت از وضعیت پیش آمده و در مقابل٬ دوستی و احترام نسبت به آیینیان و سپاس از فرصتی که در اختیار من قرار داده اند.

 

   متن کامل مصاحبه را آنگونه که به چاپ رسیده است می توانید در ادامه بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 15:54  توسط علی باقری  | 

  

   دیشب جلسه هفتگی هیأت اجرایی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بود که من هم به عنوان یکی از 7 نفر عضو آن، با تأخیری 27 دقیقه ای که ناشی از شرکت در جلسه دیگری بود در جلسه شرکت داشتم.( البته جریمه تأخیر را هم نقداً پرداخت کردم)

 

   یکی از دستورهای این جلسه بررسی و تصویب برنامه سال بعد ارگان های اجرایی سازمان بود. در خلال بررسی برنامه سال آینده ارگان روابط عمومی که از 3 ماه پیش مسئولیت آن به عهده من قرار دارد، بندی وجود داشت مبنی بر برگزاری مراسم سخنرانی در ماه رمضان و محرم سال آینده توسط سازمان. فکر می کردم که این برنامه پیشنهادی به سادگی و بدون بحثی جدی به تصویب برسد، اما برخلاف تصور من بحث نسبتاً زیادی در این خصوص درگرفت. 2 نفر از اعضای جلسه با 2 استدلال مختلف اما مرتبط به هم با این برنامه مخالف بودند.

 

   دلایل مخالفت دوستان به طور اجمال بر این پایه قرار داشت:

-         برگزاری مراسم در مناسبت های مذهبی، هر چند امری ممدوح است اما با شرح وظایف یک سازمان سیاسی  بی ارتباط است.

-         برگزاری مراسم در مناسبت های مذهبی توسط سازمان، شائبه استفاده ابزاری از دین و اعتقادات مذهبی را القا می کند.

   اما آیا واقعاً برگزای مراسم در بزرگداشت شهادت امام اول و سوم شیعیان جهان توسط یک سازمان سیاسی- عقیدتی اقدامی است که از ماهیت و شرح وظایف آن خروج موضوعی دارد؟ مگر نه این است که قیام عاشورای حسینی و کلام و مرام مولای متقیان در دوره زمانداری و ایام خارج بودن وی از حاکمیت سیاسی، در طول تاریخ سیاسی ما بیشترین پتانسیل سیاسی را برای پایه گذاری یک اندیشه و مرام سیاسی مبتنی بر آموزه های دینی داشته است که انقلاب اسلامی سال 57 نیز متأثر از آموزه های آن شکل گرفت؟ حال به چه دلیل تصور می کنیم که تکریم شهادت ائمه و واگویی منطق سیاسی و اعتقادی آنان در مواجهه با ظلم و بی عدالتی و تحمیق توده ها را می بایست خارج از صلاحیت های ذاتی خود تصور کرد و به این ترتیب  مرز و دیواری میان آموزه های دینی و سیاست ورزی قائل شد. آیا این ناخواسته تأیید منطق کسانی نیست که کارکردهای دین را در حوزه های اجتماعی و سیاسی منکرند؟ به اعتقاد نگارنده بهره برداری منطقی یک گروه سیاسی- عقیدتی از نمادها و آموزه های دینی برای تبیین و دفاع از اندیشه های خود مضموم نیست، خاصه آنکه آن گروه به الگو و قرائتی از حکومت دینی نیز معتقد باشد.

 

   در خصوص استفاده ابزاری از دین نیز به نظر می رسد زمانی دین به ناحق تبدیل به ابزاری برای پیشبرد مقاصد گروهی خواهد شد که اولاً گروه استفاده کننده از آموزه های دین، برداشت خود را از این آموزه ها مطلق و عین دین تلقی کند، ثانیاً برای استفاده بهتر، به تحریف و تنزیل گوهر دین بپردازد. اما چنانچه هرگونه تمسک آشکار به شعائر و آموزه های دینی را نوعی استفاده ابزاری و ناموجه از دین به حساب آوریم، آیا اساساً مجالی برای بروز و حضور آنها در رفتار یک جمع معتقد به این آرمان ها باقی می ماند؟

  

   نگارنده براین باور است که ابراز مخالفت هایی از این سنخ که با برپایی مراسم توسط گروه های سیاسی مسلمان به مناسبت های دینی می شود، بیش از آنکه در استدلال و براهینی محکم  ریشه داشته باشد، نا خودآگاه از آنجا نشأت گرفته است که شیوه تبلیغات رسمی دو دهه گذشته در خصوص چگونگی برگزاری مراسم در مناسبت های مذهبی به گونه ای بوده است که با  اعمال تحریف، افراط و به اجرا گذاشتن شیوه هایی غیرزیبنده از تکریم اهل بیت و اقامه عزای آنان الگویی از برگزاری مراسم به این مناسبت ها را ایجاد کرده است که به یقین می توان آن را مصداق وهن دین و ائمه و استفاده ابزاری از آنها دانست. اما به نظر نمی رسد که موجهه هوشمندانه با این پدیده، رفتاری عکس العملی و مبتنی بر پرهیز و گریز باشد. باید پایمردی کرد تا گوهر دین و منطق علی و حسین را از گزند کج فهمی ها و تبدیل شدن به ملک طلق افرادی خاص که با کاسبی و تجارت می کنند مصون داشت > در این مسیر گروه های سیاسی ، خصوصاً از نوع عقیدتی آن قطعاً وظایفی خطیر برعهده دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 11:16  توسط علی باقری  | 

  

   امروز در جلسه فرمانداران سابق در دوره دولت اصلاحات شرکت کردم. این جلسه ای است که از اوایل سال جاری با حضور تعدادی از فرمانداران دولت اصلاحات تشکیل می شود.

 

   پس از پایان دولت اصلاحات، بازار اینگونه گعده ها و جلسات به شدت گرم است و در حوزه های مختلف، با محوریت مسئول سابق دستگاه مربوط و با حضور همکاران وقت وی برگزار می شود. معمولاً این جلسات مجالی است برای تجدید دیدار همکاران سابقی که به برکت دولت مهرروز، غالباً از حضور در مراکز قبلی خدمت خود، حتی به عنوان یک کارشناس ساده نیز  محروم شده اند. همچنین این گعده ها محلی است برای رد و بدل شدن اخبار و تحلیل های مختلف.

 

   در حوزه وزارت کشور نیز تا آنجا که من اطلاع دارم، به غیر از جلساتی که در استان ها برگزار می شود، در مرکز نیز جلساتی متشکل از استانداران، معاونین سیاسی استانداری ها و مدیران ستادی وزارت کشور در دوره اصلاحات، به طور مجزا و با حضور آقای موسوی لاری برگزار می شود. البته بنده که به دلیل مسئولیت های خود در وزارت کشور دوره اصلاحا ت ( سرپرست استانداری گیلان، معاون سیاسی استانداری های قزوین و گیلان و مدیرکل سیاسی وزارت کشور) به نوعی عضو تمامی این گعده ها به حساب می آیم، مجال شرکت در آنها را به غیر از چند جلسه مدیران ستادی سابق وزارت کشور نیافته ام، اما به پیشنهاد برخی دوستان، به دلیل فراگیری و پراکندگی جغرافیایی فرمانداران سابق و جایگاهی که همچنان در مناطق سابق خدمتی خود دارند و همچنین رابطه کاری که در دولت دوم اصلاحات، به عنوان مدیرکل سیاسی وزارت کشور با فرمانداران داشتم، بانی تشکیل جلسات  فرمانداران سابق در دولت اصلاحات شدم که البته به دلیل تعداد زیاد آنان، فعلاً با حضور فرمانداران سابق مراکز استان ها ، مدیران کل سیاسی سابق استانداری ها و برخی مدیران و کارشناسان اداره کل سیاسی در دوره اصلاحات  برگزار می شود. همینجا اشاره کنم که زحمت اصلی دعوت کردن از حضار و تشکیل جلسات را دوست خوبم آقای فایضی ( رییس اداره دوم سیاسی وزارت کشور در سالهای آخر دولت اصلاحات) به عهده دارد.

 

   امروز پنجمین جلسه از این دست بود که تشکیل شد و به دلیل اینکه این اولین جلسه بعد از انتخابات اخیر بود، تقریباً تمامی وقت جلسه به تبادل اخبار و تحلیل در خصوص این انتخابات گذشت. از خلال اخبار و گزارش های حضار، به خوبی مشاهده می شد که علی رغم تفاوت هایی که وضعیت انتخابات اخیر در نقاط مختلف کشور داشته و علی رغم برخی اختلافات که در تحلیل های ارائه شده وجود داشت، اما نکات زیر به عنوان مشترکات گزارش ها و تحلیل های ارائه شده خودنمایی می کرد:

 

-         شکست مطلق لیست حامیان دولت.

-         برگزاری پرمسئله و مخدوش انتخابات و خصوصاً اعلام مدیریت شده نتایج در برخی شهرها از جمله تهران.

-         موفقیت نسبی اصلاح طلبان در این انتخابات که بسیار فراتر از آن چیزی بود که چندماه قبل از انتخابات تصور می شد.

-         تأثیر غیرقابل انکار آقای خاتمی در ایجاد وحدت میان اصلاح طلبان و کسب آرای بیشتر از سوی آنان و همچنین لزوم حفظ این وضعیت در انتخابات آینده.

-         لزوم بکارگیری افراد قوی تر و پرنفوذتر در ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در تهران وبسیاری از نقاط کشور.

-         لزوم طراحی سازوکاری که با توجه به ناعدالتی های موجود در برگزاری انتخابات، در انتخابات آینده بتوان از آرای مردم خصوصاً آرای کسانی که به اصلاح طلبان رأی می دهند صیانت کرد.

 

   به هر حال با توجه به در پیش بودن انتخابات مهم مجلس هشتم، به نظر می رسد جمع بندی تجربیات موفق و ناموفق انتخابات اخیر بتواند کارآمدی اصلاح طلبان در انتخابات آتی را افزایش دهد. به شرطی که برخی از ما از خودمحوری دست بردارند و برخی دیگر ملاحظات بیش از حدی را که موجب تضعیف جبهه اصلاحات و محروم شدن آن از بهره مندی از تجربیات و توانایی های چهره ها ی کارآمد و تاثیرگذار خود می شود، کنار بگذاریم.

 

   در آینده در این زمینه بیشتر سخن خواهم گفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 23:42  توسط علی باقری  | 

  

   اين آقامرتضاي حاجي از آن انسان هاي شريف و نيك روزگار است. وي را از زماني كه در دهه 60، دو دوره استاندار مازندران شد و در وزارتخانه هاي صنايع سنگين و ارشاد، به ترتيب معاون آقايان بهزاد نبوي و خاتمي بود به ياد مي آورم. آقا مرتضي در دهه 70 مديرعامل موسسه همشهري شد و در انتخابات مجلس پنجم، كانديداي كارگزاران و گروه هاي خط امام بود كه نتوانست به مجلس راه يابد. اما نام وي بيشتر از زمان انتخابات دوم خرداد سال 76 بر سر زبان ها افتاد. در آن انتخابات، آقاي حاجي ، رياست ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي را برعهده داشت و بعد از آن نيز دو دوره چهار ساله را در وزارتخانه هاي تعاون و آموزش و پرورش، وزير بود.

 

   آقاي حاجي كه پس از پايان دولت اصلاحات، به لحاظ اداري بازنشست شد  و دبيركلي « انجمن اصلاحات» ( يكي از گروه هاي تازه تأسيس متعلق به جبهه فراگيراصلاح طلبان) را برعهده گرفت، در جريان انتخابات اخير شوراها، از سوي گروه هاي اصلاح طلب به عنوان سخنگوي ائتلاف اصلاح طلبان معرفي شد و به دليل بيماري آقاي بي طرف، رييس اين ستاد، عملاً وظيفه هدايت و مديريت ستاد، به عهده ايشان بود. به هر حال با توجه به شخصيت قابل احترام و مقبول آقاي حاجي كه نزد بزرگان و گروه هاي اصلاح طلب، از جايگاه بالايي برخورداربوده و همچنين ايجاد تأثير مثبت، نمادين و روحيه بخش اين انتخاب، به سبب تداعي نقش ايشان در جريان مبارزات انتخاباتي پيروز خرداد 76، به نظر مي رسد انتخاب صورت گرفته، انتخاب شايسته، صحيح و مقبولي بوده باشد. در اين ارتباط بايد اذعان داشت كه آقاي حاجي نيز در ايام برگزاري انتخابات، آنچه را كه در توان داشت، براي اداره ستاد اصلاح طلبان به كار برد كه خداوند به ايشان و همه تلاشگران اين راه، اجر جزيل عنايت فرمايد.

 

   به هر حال انتخابات سومين دوره شوراها با موفقيت نسبي اصلاح طلبان به پايان رسيد و در كنار شمار كثيري از چهره هاي اصلاح طلبي كه طي روزهاي اخير به تحليل و بررسي انتخابات گذشته و ارائه راهبردهاي پيش روي اصلاح طلبان در انتخابات سال آينده مجلس هشتم پرداختند، آقاي حاجي نيز به عنوان سخنگوي ستاد اصلاح طلبان، كه با توجه به پايان انتخابات و خاتمه كار ستادهاي انتخاباتي، شايد دقيق تر آن باشد كه اصحاب رسانه، براي معرفي ايشان از عناوين ديگري استفاده كنند، اظهار نظرهاي گوناگوني را در اين ارتباط داشته اند كه اكثر آنها نظرات صائب و صحيحي بوده است. در اين ميان در مطبوعات امروز به مصاحبه اي از آقاي حاجي برخوردم كه طي آن؛ ضمن اعلام استرات‍‍‍ژي اصلاح طلبان در انتخابات آينده مجلس، به اين نكته اشاره شده بود كه: « اصلاح طلبان با ابراز اعتماد به نهادهاي اجرايي و نظارتي، در رقابت هاي انتخاباتي آينده شركت مي كنند و با حركت در جاده اعتدال و پايبندي جدي به رسم مردمسالاري، فعاليت هاي خود را ادامه مي دهند».

 

   براي بنده كه با توجه به سابقه وزارت كشوري و ايفاي نقش در انتخابات مختلف برگزار شده در دوره اصلاحات، با زواياي آشكار و پنهان برگزاري انتخابات در كشور و نرم سلامت آن آشنايي كامل داشته و در انتخابات اخير نيز از منظر يك فعال سياسي، چگونگي برگزاري  انتخابات را از نزديك پيگيري مي كردم، ديدن جملات فوق، به شدت تعجب برانگيز بود، خاصه آنكه در طي همين ايام به كرات شاهد بيانات آقاي حاجي درخصوص تخلفات عديده و بي سابقه انتخاباتي بوده ام.

 

   واقع امر آن است كه انتخابات اخير، از منظر نحوه برگزاري و صحت و سلامت، حتي در مقايسه با استانداردها و نرم هاي اين امر در داخل كشور، انتخاباتي غيرقابل قبول و مخدوش كننده باورهاي عمومي نسبت به توانايي و تسلط مجريان و ناظران نسبت به امور اجرايي انتخابات و همچنين يي طرفي و عزم آنان در پاسداري و امانت داري از آراي واقعي مردم بود. به گونه اي كه نگارنده بر اين اعتقاد است؛ از آنجايي كه شركت در انتخابات، راهكاري استراتژيك در حركت اصلاحي است كه اصلاح طلبان از آن طريق، اصلاح امور حكومتي  را دنبال مي كنند، لذا اصلاح طلبان از هم اكنون مي بايست به دنبال راه هايي باشند تا بتوانند ويژگي «برگزاري سالم» را نيز به همراه ساير ويژگي هاي مورد نظر در امر برگزاري انتخاباتي قابل قبول، از جمله: آزاد بودن و عادلانه بودن، به مجريان و ناظران تحميل نمايند، چرا كه در غير اين صورت اساساً انتخابات موضوعيت واقعي خود را از دست خواهد داد و تبديل به حركتي نمايشي براي ايجاد مشروعيتي كاذب براي حاكمان خواهد شد.

 

   در چنين شرايط و اوضاعي سخن گفتن از اعتماد نسبت به مجريان و ناظران انتخابات، آن هم به عنوان يكي از استراتژي هاي اصلاح طلبان، حتي اگر بيان آن به قصد تلطيف شرايط و ترغيب دست اندركاران امر به رعايت انصاف و قانون صورت گرفته باشد، جاي تأمل و نقد جدي دارد. چرا كه به نظر مي رسد جرياني در كشور، برگزاري انتخابات آزاد را مخل اهداف و اغراض خود به حساب آورده و از آنجا كه فعلاً امكان برچيدن بساط آن را ندارد، به دنبال نمايشي كردن و تحميل خواست خود بر نتايج واقعي انتخابات است، لذا به نظر نمي رسد كه بتوان با ابراز چنين سخناني، جريان مذكور را از ارتكاب به برنامه ها و اهداف خود بازداشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 11:10  توسط علی باقری  | 

اول دفتر به نام ایزد یکتا

قسمت این بود که در تقارن آغازین روز از یازدهمین ماه سال هجری شمسی که سالروز تولدم هست٬ با نخستین روز از اولین ماه سال جدید هجری قمری٬ اولین نوشته را در وبلاگ شخصی خود قرار دهم و به جمع وبلاگ نویسان بپیوندم.

امروز اول بهمن ماه است ٬ روزی که در آن٬ دقیقاْ چهل سال پیش و در یک ظهر برفی٬ در تهران زاده شدم. از طرف دیگر امروز  اول ماه محرم است٬ ماهی که برای تیپ اجتماعی و فکری که من به آن تعلق دارم٬ از قدیم الایام تا کنون و در هر مرحله ای از زمان به گونه ای خاطره انگیز٬ الهام بخش و مهم بوده است و سرانجام امروز روزی است که در آغاز پنجمین دهه از زندگیم٬ عاقبت تسلیم وسوسه نوشتن در منظر دیگران شدم و وبلاگ شخصی خود را افتتاح می کنم.

  قاعدتاْ سبک و سیاق و محتوای وبلاگ شخصی هر فردی٬ کاملاْ متناسب است با شخصیت٬ دلمشغولی ها و علایق شخصی آن فرد٬ بر این مبنا لابد این وبلاگ نیز محلی خواهد بود برای انعکاس خاطرات و دیدگاههای من از حاشیه و متن سیاست٬ چرا که از فردی که در دو دهه گذشته٬ مهمترین دلمشغولی اش سیاست بوده و در حال حاضر نیز به عنوان عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران٬ بیشترین وقت روزانه خود را صرف فعالیت در آنجا می کند٬ جز این انتظار نیست. همچنین حسب علاقه دیرینه ام به ورزش و هنر فکر می کنم تعقیب غیر حرفه ای این دو مقوله نیز از جانب نویسنده٬ تاثیر خود را در وبلاگ به جای خواهد گذاشت.

   به هر حال امیدوارم طلیعه این آغاز٬ گشاینده دریچه ای جدید از تعاملی دو سویه باشد میان من با کثیری از دوستان و همراهان در فضای پر مخاطب و گسترده مجازی که کمترین ثمره آن برای من٬ وسعت افق های نگاه و اندیشه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 22:5  توسط علی باقری  |